عبد الرزاق اللاهيجي

316

گوهر مراد ( فارسى )

كه معظم معموره است و موجب احتباس رطوبات در بواطن و اجواف ارض گردد ، و در تابستان مائل به شمال شود تا حرارت بر ظاهر ارض مستولى شده ، استعمال رطوبات در تغذيه حيوان و نبات كند و تا صرف شدن رطوبات و خشك گشتن اجواف زمين باز نوبت زمستان شود و سرما عود كند و موجب احتقان رطوبات و مايه برداشتن زمين گردد . و چون تأثير قمر در حالت بدريّت از تسخين و تحليل قريب به تأثير شمس است ، ممرّ قمر در حالت بدر مخالف ممرّ شمس گردانيده شد . پس هرگاه شمس جنوبى باشد تبدّر شمالى شود ، تا اسباب تسخين يك باره از شمال منعدم نگردد ؛ و چون شمس ، شمالى گردد بدر ، جنوبى شود تا موجب تضاعف اسباب سخونات « 1 » نگردد . و همچنين چون شمس را در وقت شمالى بودن ، گذر بر سمت رأس معموره است ، لهذا اوجش را شمالى گردانيد تا قرب ميل و قرب مسافت هر دو مجتمع نشوند و موجب افراط تسخين نشود ؛ و چون در وقت جنوبى بودن از سمت رأس معموره بعيد مىگردد ؛ لهذا حضيضش در جانب جنوب مقرر شده « 2 » تا بعد مسافت و بعد ميل مجتمع نشوند و موجب انقطاع اثر تسخين نگردد . و مثل اين تدبير كه در شمس مذكور شد ، در هر كوكبى مرعى شده ، از ميل شمالى و جنوبى و اوج و حضيض و ذروهء حضيض و امر رجعت و اقامت و استقامت و ساير احوال و اوضاع كواكب سيّاره ، چنانچه بعد از ملاحظه احوال مذكوره و تخيل اوضاع و حركات و ميول و ابعادشان ، متفطن به حكمتهاى عجيبهء غريبه توان شد . قال في الشفا : « يجب أن يعلم أنّ وجود كلّ واحد من الأفلاك و الكواكب ، على ما هي عليه من الكثرة و القلّة و الوضع و المجاورة و الكبر و

--> ( 1 ) ج : تسخين . ( 2 ) ب ، ج : شد .